منم عصر رفتم خونه خاله کرج شب هم ساعت ۹ و نیم برگشتم
که بازم مطابق معمول سوال و جوابهای شما در مورد طرز برخورد بنده و نوع سلام علیک و احوال پرسی و .... شروع شد ![]()
ساعت ۱۰ رسیدم خونه بهت زنگ زدم که گفتی تو اتوبان نیایشم دارم میرم سمت خونه امیر که راه بیفتیم
بنده هم شام خوردم و دوباره بهت زنگ زدم که تو اتوبان بابائی بودی
بعدشم یه بار زنگ زده بودی که من خواب بودم ![]()
ساعت ۸ هم اومدم اداره
ولی انگار گم کرده دارم ![]()
دیگه کسی نیست زنگ بزنم بیدارش کنم
یا زنگ نزنم بیدارش کنم و بعدش خودش بیدار شده نق بزنه که چرا من و بیدار نمی کنی ![]()
امیدوارم با ۲۰۰ تا ماهی برگردی تهران که باهاش جشن عروسی رو راه بندازیم
تصور کن که توی عروسی ما فقط بوی گند ماهی قزل آلای خال سیاه میاد ![]()
میخوام عکس بذارم ولی سرعت اینترنت خیلی پایین نمیشه ![]()


