تبليغاتX
کلبه عشق ما - ماهیگیری
دیروز که تا ساعت ۳ پیشت بودم و شب هم که قرار شد با امیر برید سمت سد لار برای ماهیگیری

منم عصر رفتم خونه خاله کرج شب هم ساعت ۹ و نیم برگشتم

که بازم مطابق معمول سوال و جوابهای شما در مورد طرز برخورد بنده و نوع سلام علیک و احوال پرسی و .... شروع شد

ساعت ۱۰ رسیدم خونه بهت زنگ زدم که گفتی تو اتوبان نیایشم دارم میرم سمت خونه امیر که راه بیفتیم

بنده هم شام خوردم و دوباره بهت زنگ زدم که تو اتوبان بابائی بودی

بعدشم یه بار زنگ زده بودی که من خواب بودم

ساعت ۸ هم اومدم اداره

ولی انگار گم کرده دارم

دیگه کسی نیست زنگ بزنم بیدارش کنم

یا زنگ نزنم بیدارش کنم و بعدش خودش بیدار شده نق بزنه که چرا من و بیدار نمی کنی

امیدوارم با ۲۰۰ تا ماهی برگردی تهران که باهاش جشن عروسی رو راه بندازیم

تصور کن که توی عروسی ما فقط بوی گند ماهی قزل آلای خال سیاه میاد

 میخوام عکس بذارم ولی سرعت اینترنت خیلی پایین نمیشه

 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده توسط من و اون در دوشنبه هشتم تیر 1388 و ساعت 8:45 |


Powered By
BLOGFA.COM



جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس