تبليغاتX
کلبه عشق ما - اين چند روز

روز بعد از انتخابات ۲۳/۳/۸۸ بود كه راهي اهواز شدم واسه فروش خونه .

هنوز نرفته دلم واست تنگ شده بود.

صبح ساعت ۱۰ پرواز داشتم كه واسه آخرين بار ساعت ۷ اومد پيشم.

دلم نميخواست برم ولي مجبور بودم

بايد  واسه فروش خونه ميرفتم

هواي اهواز ديونه كننده بود

مثل جهنم

بعد از همون روزي كه رسيدم رفتم دنبال كارم

ساعت ۹ مي رفتم تا ساعت ۱

عصر هم ساعت ۶ تا ساعت ۹

به هر كلكي بود تو دو سه روز همه كارمو كردم و برگشتم.

روز قبل از موندنم دعوام شد رفته بود جشني كه اداره واسشون گرفته بود

سر يه مسئله خيلي الكي كه هنوزم ادامه داره از اون روزم گوشيش خاموشه

ديروزم تو گيشا عينكشو تو مغازه جا گذاشت. گفت دنده عقب بگير.

منم تشنم بود ميخواستم آب بگيرم.

گفتم بايد  تنبيه بشي پياده برو

اونم رفت و گفت اصلا خودم ميرم خونه

فكر كردم خالي مي‌بنده

رفتم آب بگيرم كه نداشت

هرجارو نگاه كردم نديدمش

دنده عقب گرفتم كه پيداش كنم نبود كه نبود

قاطي كرده بودم

ديگه داشتم ميرفتم كه دم باجه تلفن ديدمش

خيلي عصباني بودم

اين چند روزه خيلي بد بوده

دوستت دارم

+ نوشته شده توسط من و اون در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 22:29 |


Powered By
BLOGFA.COM



جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس